آیا یک مدل تهدید کاملا ذهنی است یا می تواند براساس رهنمودهای عینی باشد؟

همه ما می دانیم که در زمینه امنیت همه چیز به مدل تهدید بستگی دارد، که اساسا بدان معنی است که شما باید تعریف کنید چه کسی یا چه چیزی از شما محافظت می کند. اما چه کسی باید این تصمیم را بگیرد و بر اساس کدام هدف؟ از آنجا که شما نمی توانید 19459003 همه چیز را از همه چیز را محافظت کنید، باید تهدیدات بیشتر را انتخاب کنید و روی آن ها تمرکز کنید. اما من فکر می کنم که بدون تصمیم گیری های ذهنی، احتمال احتمال تهدید را ندارم، و نمی دانم آیا روش یا مجموعه ای از بهترین شیوه هایی وجود دارد که می توانند کمک کنند.

من از این سوال می پرسم چون متوجه شدم که من نمی تواند تصمیم بگیرد از چه چیزی محافظت کند. آسان است می گویند "پیوست ها را از فرستندگان مشکوک باز نکنید"، اما تصمیم می گیرد چه کسی مشکوک است و دقیقا چطور؟ این می تواند به عنوان "کسی که در لیست تماس شما نیست" تعریف شود و یا "هر کسی تا زمانی که از [insert your favorite rogue country here] نیست" باشد، اما این به نظر من بسیار منسجم است. اگر من به مرورگر من اعتماد نکنم، ممکن است آن را در داخل VM استفاده کنم، اگر به VM اعتماد نکنم، ممکن است از یک دستگاه air-gapped استفاده کنم، اگر به ماشین اعتماد نکنم … خوب، هرگز به پایان می رسد، بنابراین، دوباره، چه کسی تصمیم می گیرد چه باید بپردازم و بر چه اساس؟ یا به عنوان مثال، چگونه می توانم بدانم اگر حتی از دولت نیز محافظت کنم، اگر احتمالا هدفم باشد؟ این ممکن است مانند یک خط نازک بین یک مدل تهدید و پارانویا وجود داشته باشد اما حداقل پارانوی واقعی میتواند تشخیص دهد. دکتر برخی از علائم را در یک کتاب رسمی بررسی می کند و تصمیمات را بر اساس آن (یا حداقل باید) تعیین کند. به طور مشابه، اگر یک روش عینی برای تعریف مدل های تهدید وجود داشته باشد، پزشک کتاب خود را باز می کند و مانند آن خواهد بود: "بله، چین به طور رسمی به عنوان کشور سرکش به عنوان infosec در نظر گرفته، بنابراین در این مورد شما باید قطعا ایمیل را رد کنید از آنجا "و یا" نه، در وضعیت شما فقط باید نرم افزار را در بازپرداخت رسمی توزیع خود اعتماد کنید؛ اگر به آن اعتماد نکنید، ممکن است پارانوئید باشید و ممکن است این قرص ها را مصرف کنید. "

کوکا کولا تقریبا یک دستگاه وندینگ ساخته بود که قیمت های آن را براساس برآورد می کرد؟

پاسخ: آب و هوا

یکی از چیزهای جالب تر در مورد تاریخ سدیم نمادین کوکا کولا این است که چگونه برای هفتاد و سه سال هزینه کوکاکولا در پنج سنت ثابت شد (به دلیل قرارداد، دولت از تکنولوژی تلوان ماشین در آن زمان و غیره). کک فقط به میلیون ها مصرف کننده نوشیدنی نداشت، اما با ثبات مصرفی که از آن بسیار لذت می برد، راحت شد. جنگ و یا صلح، جشن و یا قحطی، رکود و یا زمان رونق، شما می توانید یک کیک یخ سرد برای یک نیکل لذت ببرید.

با توجه به این موضوع، جای تعجب است که در سال 1999، کوکا کولا آماده آزمایش با متغیر قیمت ماشین آلات فروش که متغیر هوا بود. دستگاه های تلوزیونی باید با سنسورهای دما مجهز شوند تا قیمت کک افزایش یابد و درجه حرارت پایین می رود. از نقطه نظر دقیقا "نظریه اقتصادی"، فرضیه جامعیت بود: مردم برای کالایی که بیشتر آنها را می خواهند بیشتر پرداخت می کنند.

در حالی که تحلیلگران و سرمایه گذاران این ایده را به عنوان تفکر بسیار هوشمندانه و پیش پا افتاده تشویق می کردند، از هر کس دیگری همانطور که می توانید تصور کنید، مصرف کنندگان خشمگین در این ایده بودند. اگر چیزی وجود دارد که مصرف کنندگان دوست دارند، این ایده است که آنها یک معامله منصفانه دریافت می کنند. پرداخت 25 سنت بیشتر به دلیل اینکه آن را در معرض هوای گرم بود، به نظر نمی رسید مانند هر چیزی شبیه به یک معامله منصفانه، و حتی حتی از راه دور با سابقه تاریخی کک از ارائه کالا مقرون به صرفه و لذت بخش نیست.

پپسی به طور طبیعی بیرون آمد یک بیانیه رسمی که کل فرضیه استثمارگرانه، ناعادلانه به مصرف کنندگان در هوای گرم تر است و پپسی هرگز هیچ اقداماتی را که به مصرف کننده آسیب می رساند، انجام نمی دهد. تمام امور به سرعت کاهش یافت و آزمایش های بیشتر با ماشین آلات فروش تلقیح شده تحت کنترل دما در نظر گرفته نشد.

حسن نیت ارائه میدهد از Coca-Cola.